
آهنگ یار از رضا بهرام
رضا بهرام0:00-3:34
متن ترانه
زمانبندی این متن هنوز ثبت نشده است.
روزگاری سر کویی نشستم نشستم
به امید شب دیدار یار یار یار
چه گذشت بر دلم آن شب که دیدم غریبم به دو چشمان یار یار یار
می کشاند دل ما را به این سو به آن سو
شده ام ماهی قلاب یار یار یار
رفتم آشفته و حیران هماندم
خزان زد به گلستان یار یار یار
گل لبخند تو هر لحظه که پژمرد دلم شکست
باد اگر عطر تو را سوی کسی برد دلم شکست
اگر افتاده خزان در دل باغم غمت مباد
اگر عشق تو نیامد به سراغم غمت مباد
مرا به آسانی بردهای ز یاد
روزگاری سر کویی نشستم نشستم
به امید شب دیدار یار یار یار
چه گذشت بر دلم آن شب که دیدم غریبم به دو چشمان یار یار یار
می کشاند دل ما را به این سو به آن سو
شده ام ماهی قلاب یار یار یار
رفتم آشفته و حیران هماندم
خزان زد به گلستان یار یار یار

گفتوگو